18.03.2025 tarihinde sembol BTC hakkında Teknik thequantscience analizi

چه کسی استراتژی سرمایهگذاری میانگین هزینه دلاری (DCA) را ابداع کرد؟ مفهوم میانگین هزینه دلاری (DCA) توسط اقتصاددانان و سرمایهگذاران در طول قرن بیستم، بهویژه با رشد بازار سهام ایالات متحده، رسمیت یافت و محبوب شد. یکی از اولین کسانی که این استراتژی را ترویج کرد، بنجامین گراهام، پدر سرمایهگذاری ارزشی و نویسنده کتاب معروف «سرمایهگذار هوشمند» (منتشر شده در سال 1949) بود. گراهام تأکید کرد که چگونه DCA میتواند به کاهش خطر خرید داراییها با قیمتهای بیش از حد بالا و بهبود نظم و انضباط سرمایهگذار کمک کند. میانگین هزینه دلاری چه زمانی و چگونه شکل گرفت؟ مفهوم DCA در دهههای اولیه قرن بیستم، زمانی که موسسات مالی برنامههای خرید خودکار را برای پساندازکنندگان معرفی کردند، شکل گرفت. با این حال، در دهههای 1950 و 1960 با ظهور صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، در بین سرمایهگذاران خرد محبوبیت یافت. مروری کلی اصل اساسی DCA شامل سرمایهگذاری مبلغ ثابتی از پول در فواصل زمانی منظم (به عنوان مثال، هر ماه) است. این رویکرد به سرمایهگذاران اجازه میدهد تا زمانی که قیمتها پایین هستند واحدهای بیشتری و زمانی که قیمتها بالا هستند واحدهای کمتری خریداری کنند، در نتیجه تأثیر نوسانات بازار را کاهش میدهد. چرا DCA توسعه یافت؟ این استراتژی برای مقابله با چالشهای کلیدی پیش روی سرمایهگذاران توسعه یافت، از جمله: 1. کاهش ریسک زمانبندی بازار سرمایهگذاری مبلغ ثابت به صورت دورهای، نیاز به پیشبینی نقطه ورود کامل به بازار را از بین میبرد و خطر خرید در اوج را کاهش میدهد. 2. نظم و انضباط و برنامهریزی مالی DCA به سرمایهگذاران کمک میکند تا نظم و انضباط مالی را حفظ کنند و سرمایهگذاریها را منسجمتر و قابل پیشبینیتر میکند. 3. کاهش نوسانات گسترش معاملات در یک دوره طولانی، تأثیر نوسانات بازار را کاهش میدهد و خطر تجربه یک افت قابل توجه بلافاصله پس از یک سرمایهگذاری بزرگ را به حداقل میرساند. 4. سهولت اجرا این استراتژی به راحتی قابل اجرا است و نیازی به نظارت مداوم بر بازار ندارد و آن را برای همه انواع سرمایهگذاران قابل دسترس میکند. انواع DCA میانگین هزینه دلاری (DCA) یک استراتژی سرمایهگذاری است که میتوان آن را به دو روش اصلی اجرا کرد: DCA مبتنی بر زمان → ورودها بدون در نظر گرفتن قیمت در فواصل زمانی منظم رخ میدهند. DCA مبتنی بر قیمت → ورودها فقط زمانی رخ میدهند که قیمت معیارهای خاصی را برآورده کند. 1. DCA مبتنی بر زمان نحوه کار: سرمایهگذار مبلغ ثابتی از یک دارایی را در فواصل زمانی منظم (به عنوان مثال، هفتگی، ماهانه) خریداری میکند. ورودها بدون در نظر گرفتن قیمت بازار رخ میدهند. مثال: یک سرمایهگذار تصمیم میگیرد هر ماه 200 دلار Bitcoin بخرد، بدون اینکه نگران بالا یا پایین رفتن قیمت باشد. 2. DCA مبتنی بر قیمت نحوه کار: خریدها فقط زمانی انجام میشوند که قیمت به زیر آستانه از پیش تعیین شده کاهش یابد. سرمایهگذار سطوح قیمتی را تعیین میکند که در آن خریدها انجام میشوند (به عنوان مثال، هر 5٪-). این رویکرد انتخابیتر است و امکان خرید با "تخفیف" در مقایسه با روند بازار را فراهم میکند. مثال: یک سرمایهگذار تصمیم میگیرد فقط زمانی 200 دلار Bitcoin بخرد که قیمت حداقل 5 درصد در مقایسه با آخرین ورود کاهش یابد. چالشها و محدودیتها 1. DCA ممکن است سود را در بازارهای صعودی کاهش دهد اگر بازار در یک روند صعودی باشد، یک معامله تکی ممکن است سودآورتر از گسترش خریدها در طول زمان یا کاهش قیمت باشد. 2. به طور کامل خطر ضرر را از بین نمیبرد DCA به کاهش نوسانات کمک میکند اما از روندهای نزولی بلندمدت محافظت نمیکند. اگر یک دارایی برای یک دوره طولانی به کاهش خود ادامه دهد، موقعیتها با ارزشهای پایینتری جمع میشوند و هیچ تضمینی برای بهبودی وجود ندارد. 3. ممکن است برای سرمایهگذاران فعال ناکارآمد باشد اگر یک سرمایهگذار مهارتهای لازم برای شناسایی نقاط ورود بهتر را داشته باشد (به عنوان مثال، با استفاده از تحلیل تکنیکال یا اقتصاد کلان)، DCA ممکن است کمتر موثر باشد. کسانی که میتوانند فرصتهای بازار را شناسایی کنند، ممکن است به میانگین قیمت ورود بهتری نسبت به یک رویکرد DCA خودکار دست یابند. 4. از مزایای کامل کاهش قیمتها استفاده نمیکند DCA اجازه خرید تهاجمی در طول کاهش قیمتهای بازار را نمیدهد، زیرا خریدها در فواصل زمانی منظم ثابت هستند. اگر بازار به طور موقت سقوط کند، سرمایهگذاری که وجوه در دسترس دارد، میتواند با خرید مقادیر بیشتر در آن لحظه سود بیشتری ببرد. 5. هزینههای معاملاتی بالاتر سرمایهگذاریهای کوچک مکرر میتواند منجر به هزینههای معاملاتی بالاتری شود که ممکن است بازده خالص را کاهش دهد. این امر به ویژه در بازارهایی با کمیسیون ثابت یا اسپرد بالا مرتبط است. 6. خطر اعتماد به نفس بیش از حد و امنیت کاذب DCA اغلب به عنوان یک استراتژی "ضد خطا" دیده میشود، اما همیشه موثر نیست. اگر یک دارایی مبانی ضعیفی داشته باشد یا متعلق به یک بخش رو به زوال باشد، DCA ممکن است فقط سرعت ضرر را کاهش دهد تا اینکه سودهای آتی را تضمین کند. 7. نیاز به نظم و انضباط و صبر دارد DCA فقط در صورتی موثر است که به طور مداوم در یک دوره طولانی اعمال شود. برخی از سرمایهگذاران ممکن است صبر خود را از دست بدهند و در زمان نامناسب، به ویژه در طول سقوط بازار، از این استراتژی خارج شوند.