تحلیل تکنیکال Mihai_Iacob درباره نماد BTC در تاریخ ۱۴۰۴/۹/۱۸

Mihai_Iacob
بزرگترین انتقال ثروت تاریخ: پول مردم کجا رفت؟ (راز پشت ارزهای دیجیتال)

پاسخ: بله. اما نه در جهتی که مردم امید دارند. در دهه گذشته، بازاریابی کریپتو یک وعده بزرگ را تکرار کرده است: این بزرگترین انتقال ثروت در تاریخ بشر است! و به شیوه کلاسیک رادیو ایروان، این گفته هم درست و هم گمراه کننده است. بله - انتقال ثروت تاریخی صورت گرفت. نه - این به سرمایه گذار معمولی قدرت نمی داد. درعوض، ثروت را از خردهفروشی بهطور مؤثری منتقل کرد... به همان نهادهایی که خردهفروشی فکر میکرد از آن فرار میکند. بیایید آن را تجزیه کنیم: ساختارمند، واضح، و فقط با مقدار مناسب کنایه. 1. افسانه: قیام مالی غیرمتمرکز روایت اولیه رمزارز ساده و زیبا بود: - مردم استقلال مالی را پس گرفت. - سیستم قدرت را غیرمتمرکز کرد. - ثروت از موسسات به افراد flow بود. این ایده الهام بخش بود - تقریباً انقلابی. بررسی واقعیت: انقلاب ها گران هستند. و یک نفر باید قبض را بپردازد. در مورد کریپتو، سرمایه گذاران متوسط با اشتیاق داوطلب شدند. 2. مکانیسم: انتقال واقعاً چگونه اتفاق افتاد اینکه کریپتو را انتقال ثروت بدانیم اغراق آمیز نیست. اعداد با صدای بلند صحبت می کنند: ارزش کل بازار به بیش از 3 تریلیون دلار رسید. بیشترین سود توسط: - VCهایی که زود خرید کردند، - تیم هایی با تخصیص توکن های عظیم، - مبادلات اخذ کارمزد در هر معامله، - و نهنگ هایی که بر چرخه نقدینگی تسلط داشتند. در همین حال، سرمایه گذاران خرد مشارکت داشتند: - سرمایه، - نقدینگی - امید، - hype - و تحمل قابل توجهی برای افت. در اصل، این حلقه اقتصادی عالی بود: پول از میلیونها ← به تعداد معدودی متمرکز ← دقیقاً مانند امور مالی سنتی، فقط سریعتر و با الگوهای رفتاری بهتر سرازیر شد. 3. کنایه: یک نتیجه متمرکز از یک رویای غیر متمرکز در اینجا تناقض بزرگ نهفته است: کریپتو قول عدم تمرکز داد. Tokenomics متمرکزسازی را ارائه کرد. وقتی 5 کیف پول 60 درصد از عرضه یک توکن را در خود جای می دهند، نیازی به تئوری توطئه ندارید - به یک ماشین حساب نیاز دارید. "انقلاب" بیشتر شبیه این بود: - بازاریابی غیرمتمرکز - مالکیت متمرکز - خروجی های خرده فروشی - و یک سیستم مالی که در آن «آزادی» با برنامههای باز کردن قفل و صخرهها تعریف میشد اما با بسته بندی صحیح، حتی یک زباله دان نیز می تواند نوآوری به نظر برسد. 4. چرا خرده فروشی از ابتدا محکوم بود؟ نه به این دلیل که مردم بی هوش هستند، بلکه به این دلیل: - هیچ کس توکنومیک را نمی خواند. - باز کردن قفل تقویم خسته کننده است. - نمودارهای توزیع عرضه، عشق را از بین می برد. - مکانیک نقدینگی به اندازه "100x gem بعدی" هیجان انگیز نیست. - و hype سریعتر از ریاضی سفر می کند. در یک بازار سوداگرانه، روانشناسی تا زمانی که اصول اساسی دوباره اهمیت پیدا کند – معمولاً زمانی که خیلی دیر شده است، بر اصول بنیادین می زند. 5. انتقال ثروت واقعی: از "ما" به "آنها" در این شعار آمده بود: «کریپتو ثروت را بین مردم بازتوزیع کرد!» نمودار گفت: با تشکر از نقدینگی شما مردم عزیز. انتقال واقعی به این شکل بود: - خرده فروشی story را خرید. - موسسات توکن ها را ایجاد کردند. - خرده فروشی کیسه ها را خرید. - موسسات کیسه ها را فروختند. - خرده فروشی آن را اصلاح نامید. - نهادها آن را چرخه نامیدند. همه برای آن اصطلاحی داشتند. فقط یک گروه از آن سود ثابتی داشت. 6. بنابراین، آیا این بزرگترین انتقال ثروت در تاریخ بود؟ بله. اما نه به این دلیل که یک سرمایه گذار متوسط را ثروتمند کرد. این بزرگترین بود زیرا: - هیچ سیستم مالی قبلی این همه مردم را بسیج نکرده است - خیلی سریع - با دقت بسیار کمی - انتقال این همه سرمایه - به ذینفعان بسیار کمی - زیر پرچم رهایی. کلاهبرداری نبود این یک توطئه نبود این صرفاً فیزیک مالی بود که با روانشناسی انسان ملاقات می کرد. 7. درس: رمزگذاری مشکل نیست - انتظارات هستند - بلاک چین یک اختراع درخشان باقی می ماند. - توکن سازی موارد استفاده واقعی دارد. - DeFi یک پارادایم پیشگامانه است. - و غیره مسئله تکنولوژی نبود این روایت بود که مردم را متقاعد کرد که خرید یک توکن معادل خرید آزادی مالی است. آزادی واقعی ناشی از: - درک نقدینگی، - توکنومیک خواندن، - رعایت پویایی عرضه، - و پرسیدن تنها سوال مهم: "اگر من بخرم ... چه کسی می فروشد؟" در بازارها - به ویژه ارزهای دیجیتال - ارزش این سوال از هر ایردراپ بیشتر است. 8. توضیح نهایی رادیو ایروان سوال: آیا چرخه رمزنگاری بعدی سرانجام انتقال ثروت را به تودهها رساند؟ پاسخ: در اصل بله. در عمل... فقط در صورتی که توده ها از اهدای نقدینگی دست بردارند.